gototopgototop

اوقات شرعی



نظرسنجی

کدام بخش سایت را می پسندید؟
 

تقویم فارسی

 
پنجشنبه
1393
مرداد
2
 

پر بازديد ها:   

آموزش در افغانستان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط عبدالله انصاري   
یکشنبه, 18 بهمن 1388 ساعت 07:50

آموزش وپرورش در افغانستان
مقدمه
امروزه, مطالعه سازمانهاي تربيتي, مباني, اصول, اهداف ساختار اداري, آموزشي, برنامه هاي درسي, نوآوريهاي آموزش, ميزان تخصيص بودجه, روند رشد کمي و کيفي آموزش و پرورش و بالاخره تدابيري که باي حل مشکلات تربيتي در کشورهاي مختلف جهان اتخاذ شده است براي مديران رده هاي عالي, مياني و اجرايي, کارشناسان و مربيان فواود متعددي را در بردارد.

بدين منظور مقاله تحت عنوان :آموزش و پرورش در افغانستان" به بررسي جايگاه آموزش و پرورش در قانون اساسي, اهداف و خط مشي کلي آموزش و پرورش, تشکيلات آموزش و پرورش, ساختار آوموزشي و دوره هاي تحصيلي, برنامه هاي آموزشي از جمله شکل اداره آموزش و پرورش, تشکيلات اداري, ساختار آموزشي, تربيت معلم, آموزش ضمن خدمت پرداخته است تا مشتاقان علم و آگاهي را در جريان نظام آموزشي اين کشور قرارداده و بابيان پاره­اي ا مسايل اين نهاد, دست­اندرکاران تعليم و تربيت را در جهت شکوفايي آموزش و پرورش ياري رساند

بيش از دو دهه آشوب و آشفتگي تمام نهادهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي و… کشور ما را در بدترين وضعيت و شرايط ممکن قرار داد و آموزش و پرورش تامرز فروپاشي پيش رفت.[1] دولت کنوني به عنوان وارث همه اين مشکلات بايد راهبردهاي اساسي و بنيادي کارشناسي شده را بر اساس متد علمي‌‌ که بتواند کشور ما را در مسير تکامل و ترقي قرار دهد شناسايي، انتخاب و اعمال نمايد. در غير اين صورت هيچ اميدي براي پيشرفت و توسعه کشور نخواهد بود. از طرفي به يقين مي‌‌‌توان گفت، کليد رشد و توسعه، داشتن يک نهاد آموزش و پرورش نيرومند و متحول است. آموزش و پرورش است که با پديد آوردن تحول در همه نهادهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و… زمينه ايجاد جامعه و کشور نمونه را فراهم کند. بنابراين، دولت کنوني به خصوص نهاد آموزش و پرورش وظيفه دارد اولاً به بازسازي و نوسازي معارف بپردازد و ثانياً در جهت توسعه متوازن و کيفي سازي آن تلاش نمايد. لذا در آغاز سال تحصيلي 1381 وزارت معارف يک راهبرد سه مرحله اي را تدوين کرد. اهداف اين راهبرد که مرحله نخست زماني آن تا نيمه دوم سال 1383 تعيين شد، باز سازي، تجهيز، توسعه و کيفي سازي معارف با کمک و همکاري گسترده موسسات و سازمان‌هاي جهاني و کشورهاي کمک کننده بود و آموزش پرورش مي­بايست طي سه سال به اين مهم دست يابد.

سال 1381 با يک رويکرد عمومي‌‌ به سوي آموزش و پرورش ميليون‌ها دانش آموز وارد مدارس شدند. اقبال عمومي‌‌ به آموزش و پرورش را مي‌‌‌توان چنين ارزيابي کرد:

اول: بيشتر اولياي دانش به درک اهميت و ضرورت علم آموزي رسيده‌اند. از اين‌رو، نسبت به سرنوشت و آينده فرزندان خود شده‌اند آنان حساس بوده و آنان را به فراگيري دانش نوين تشويق مي‌‌‌كردند.

دوم: رسانه هاي جمعي و مشاهده مظاهر تمدن جهان، بر اذهان و افکار مردم تاثير گذار است و زمينه ورود دانش‌آموزان به مدارس را تحت هر شرايطي فراهم نمود.

سوم: تبليغات دولت، مراکز فرهنگي و نهاد هاي آموزشي سبب توجه مردم به علم و دانش اندوزي گرديد. عوامل سه‌گانه فوق تاثير فراوان بر رويکرد عمومي‌‌ به علم آموزي و دانش آندوزي داشتند. ولي ناگفته نماند که هيچ يک از عوامل مذکور به اندازه آگاهي مردم و اولياي دانش‌آموزان در اقبال عمومي‌‌ به تحصيل علم موثر نبود.
آموزش و پرورش در قانون اساسي جديد

قانون اساسي جديد در کل شاکله قوانين اساسي گذشته را دارد و تفاوتي چنداني با بسياري از قوانين پيشين ندارد اما موارد ذيل مهم­ترين مشخصه و مميزه­اي آن با ديگر قوانين است:

اول: تعليمات متوسطه براي عموم دانش‌آموزان واجد شرايط اجباري است.[2]

دوم: دولت براي آن عده از کساني – داخلي و خارجي- که مي‌‌خواهند اقدام به تاسيس مدارس عمومي‌‌ و خصوصي يا موسسه تحصيلات عالي نمايند با موافقت دولت افغانستان اجازه فعاليت دارند.[3]

بنا بر آمار اوليه در سال 1382 تعداد تقريبي دانش‌آموزان 54% کل واجدين شرايط از بين 5/4 ميليون نفر بوده است.[4]

روند احيا و باسازي و نوسازي آموزش و پرورش در سال 1384 با همکاري و همياري سازمان‌هاي بين‌المللي و کمک کشورهاي جهان ادامه يافت و صدها مدارس ابتدايي، متوسطه و ليسه در کشور بازسازي و تاسيس شد. از ديگر تحولات تغيير مواد درسي و تدوين آن در کلاس هاي اول و پنجم متوسطه و سوم و ششم ابتدايي بود که با مساعدت دو موسسه DANIDA دانمارکي و USAID آمريکايي به نشر سپرده شده و در دسترس دانش‌آموزان قرار گرفت.
خط­مشي آموزش و پرورش

خط‌مشي تعليم و تربيت به عنوان راهنماي عمل دست اندرکاران آموزش و پرورش در دوره مختلف تحصيلي است که عبارت است از «مفاهيم، نظريه‌ها و قواعد نسبتاً کلي که در بيشتر موارد صادق است و راهنماي مربيان، معلمان، مديران ، اولياي فرهنگ و والدين دانش آموزان در کليه اعمال تربيتي مي‌‌‌باشد. اين اصول مبتني بر تعاليم دين تحقيقات روانشناسي، جامعه شناسي، فرهنگي و نظريات مربيان بزرگ و دانشمندان تعليم و تربت است.»[5]

در تحول نظام تعليم و تربيت مصوب سال 1382 اصول آموزشي و پرورشي افغانستان به عنوان راهنماي عمل تربيتي بيان شده که به برخي از اين اصول آموزشي آموزش و پرورش اشاره مي‌‌‌کنيم:

· تقويت روحيه اعتدال و ميانه روي اسلامي؛

· پرورش و ارتقاي هويت ملي؛

· تربيت انسان هاي سالم و کارآمد؛

· توسعه علم, مهارتها مطابق با معيارهاي جهاني؛

· توسعه اقتصادي و مبارزه با بي سوادي.
اهداف کلي‌‌ تعليم و تربيت در افغانستان

با اينکه تعليم و تربيت در کشورهاي مختلف جهان اهداف يگانه را دنبال نمي‌‌‌کنند؛ اما وجوه مشترکي در آن‌ها ديده مي‌‌‌شود. بسياري از اهداف آموزشي جنبه عام دارند و در همه کشورها به طور يکسان پذيرفته شده‌اند اما از آنجا که آموزش و پرورش با نهادهاي ملي، مذهبي، نژادي و… جامعه پيوند وثيق دارد؛ بايد موارد افتراق هدف‌هاي آموزش را در تاثير اين عوامل يافت. کودک به طور فطري از قابليت‌ها و توانايي‌هاي برخوردار است و گرايش به نوآوري و استقلال ذاتي دارد. آموزش و پرورش با توجه به وظايف خود در قدم نخست براي رشد او بستر لازم را فراهم نمايد. در برنامه‌هاي آموزشي بايد گرايش و نيازهاي افراد مورد تعليم، لحاظ شود. اين اصلي است غير قابل انکار ولي نبايد از نظر دور داشت که کودک فرد منزوي و تنها نيست از روز تولد پا به عرصه اجتماع مي‌‌‌گذارد. او يکسري نيازهاي دارد که هرگز به صورت فردي مرتفع نمي‌‌‌شود و بايد به صورت گروهي و در اجتماع پاسخ گفته شود. اما بايد بداند که در جامعه زندگي مي‌‌‌کند و نسبت به جامعه مسئوليت‌هايي دارد. جامعه داراي يکسري ارزش‌ها، معيارها، هنجارها، و قوانيني است که بايد رعايت شود در غير اين صورت فرد از جامعه طرد خواهد شد.

چه کسي و چه نهادي مي‌‌‌تواند افراد را چنين تربيت نمايد؟ اين آموزش و پرورش است که وظيفه خطير جامعه‌پذير کردن افراد را به عهده دارد و به کودک مي‌‌‌فهماند براي ترقي و رشد فردي و اجتماعي بايد از برخي از خواسته‌ها و آزادي‌هاي خود چشم پوشي کرده و بعضي عادت­هايي را در خود پديد آورد.

«اهداف عمومي‌‌ آموزش و پرورش معاصر کشور با در نظر داشت شرايط اجتماعي آن چنين عيار شده است:
الف) اهداف اعتقادي و اخلاقي

به منظور تقويه روحيه عقيدتي و اخلاقي شاگردان مطالب ذيل در نظر گرفته شده است:

تقويه ايمان و اعتقاد به اساسات دين مقدس اسلام، توسعه بينش اسلامي‌‌ عاري از افراط و تفريط مبتني بر تعاليم قرآني و سنن پيامبر, ايجاد روحيه خود شناسي و به منظور خداشناسي, تقويه روحيه اعتماد به نفس و الزام به سجاياي اخلاقي, ايجاد روحيه نظم و دسپلين پذيري و رعايت ارزش‌هاي قانوني, تقويه روحيه درک مسئوليت در برابر ارزش‌هاي تعليمي‌‌، تربيتي و اجتماعي.
ب) اهداف علمي‌‌ و آموزشي

کسب و تقويت مهارت‌هاي آموزشي از قبيل شنيدن، سخن گفتن، خواند، نوشتن، به کاربردن اعداد و حسن خط در زبان‌هاي رسمي‌‌ و خارجي, آموختن مهارت‌هاي آموزش انکشاف استعدادها براي ارزيابي خودي در پروسه (برنامه)‌هاي آموزش و نتايج حاصله از آن, تقويه قابليت تفکر، تعمق، مطالعه، تحقيق و ابتکار در زمينه‌هاي علمي‌‌ فرهنگي و فني, آموزش علوم فنون تکنالوجي معاصر و کسب مهارت‌هاي فردي و اجتماعي مورد نياز, کسب مهارت جهت حل معضلات و پرابلم‌هاي فردي و اجتماعي.
ج)اهداف فرهنگي و هنري

شناخت فرهنگ و هنرهاي ملي ( صنايع دستي، سوزن دوزي، خامک دوزي، بافت، مهندسي، رسامي‌‌، خطاطي، نقاشي، تزئين خانه و موزيک) و هنرهاي سالم جهاني و نيز پرورش وارج گذاري روحيه حفظ مي‌‌راث‌هاي فرهنگي و تاريخي.

1. شناخت، پرورش و رهنمايي ذوق و استعدادهاي هنري و زيبا شناسي, معرفت با تاريخ و فرهنگ افغانستان، تمدن اسلامي‌‌ و فرهنگ کشورهاي ديگر, حفظ اصالت و انکشاف فرهنگ، آداب و سنن پسنديده جامعه افغاني, انکشاف مهارت‌هاي هنري از طريق تمرين و فعاليت‌ها انفرادي و جمعي,
د) اهداف مدني و اجتماعي

تعقيب اهداف ذيل درانکشاف موقف شاگردان به حيث اعضاي يک فاميل، محل، منطقه، احتماع ملي و بين المللي کمک خواهد کرد:

تقويه روحيه حفاظت او نواميس ملي، تحکيم بنياد روابط خانواده بر پايه تساوي حقوق و اخلاق اسلامي‌‌, تقويه روحث اخوت، تعاون، صلح، عدالت، اجتماعي ، همبستگي ملي و بين المللي, انکشاف حس خيرخواهي و ارتقاي فضايل ‌اخلاقي، ضديت با جنگ و تروريزم و مبارزه با مواد مخدر, تقويه روحيه احترام به قانون و رعايت آن، حمايت از حقوق قانوني همگان بدون در نظرد داشت قوم، جنس، سن، موقف اقتصادي اجتماعي و وابستگي سياسي و غيره, انکشاف روحيه مشارکت در فعاليت هاي ديني، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي, تقويت روحيه گذشت فدارکاري و ايثار در روابط جمعي و مقدم شمردن منافع اجتماعي بر منافع فردي, ايجاد روحيه انتقاد و انتقادپذيري، حوصله مندي و احترام به آراي ديگران درارايه انديشه­ها, رشد و انکشاف روحيه احترام به شخصيت افراد، کرامت انساني و رعايت آداب معاشرت درروابط اجتماعي. ايجاد روحيه حل مسالمت آميز اختلافات و برخوردها بطور صلح آميز و تعميري, ايجاد روحيه فرهنگ تحمل, تقويه روحيه احترام به کرامت انساني و دانستن اساسات حقوق بشر, رشد و انکشاف روحيه نفي انواع تبعيض, رشد روحيه احترام به مقام انساني زن و حمايت از حقوق آن­ها, تقويت روحيه حقوق بزرگان، همسايگان، شهروندان و موازين جامعه مدني.
هـ) اهداف اقتصادي

براي اينکه شاگردان منحيث اشتراک کنندگان موفق در فعاليت‌هاي اقتصادي جامعه تبارز نمايند اهداف مهم اقتصادي ذيل در نظر گرفته شده است.

درک ضرورت انکشاف اقتصادي جامعه و ارتباط آن با اقتصاد فاميل‌ها, درک ارزش و اهميت کار و تقويه روحيه اشتغال در مشاغيل مفيد, ايجاد روحيه صرفه‌جويي، قناعت و پرهيز از اصراف و تجمل‌گرايي, شناخت منابع اقتصادي کشور و شيوه‌هاي مناسب استخراج و استفاده از آن‌ها و پرورش روحيه حراست از اموال، ثروت و سرمايه ملي, شناساندن حرفه‌هاي مختلفه و مشاغل توليدي توام با پيشرفت تکنالوجي، احيا و ترويج صنايع دستي و محلي در جهت افزايش در آمد ملي و رفع بيکاري و وابستگي اقتصادي, ارتقاي روش اخلاقي در مديريت فعاليت‌هاي اقتصادي و مبارزه عليه فعاليت‌هاي اقتصادي غير قانوني, تشويق مهارت‌ها و فعاليت‌ها در حرفه‌هاي مختلفه, رشد و ارتقاي اخلاق کار في مابين استخدام کننده و استخدام شونده.
و) اهداف صحي (بهداشت)

شاگردان در رابطه به ارتقاي محيط سالم و شيوه هاي درست زندگي با تطبيق اهداف ذيل کمک خواهند گرديد:

درک ضرورت و اهميت حفظ‌الصحه و شيوه‌هاي سالم زندگي جهت بهداشت، سلامت فردي و اجتماعي, انکشاف روحيه رعايت حفظ‌الصحه عمومي‌‌ و محيط زيست, استفاده از دانش صحي و انکشاف مهارت‌هاي اساسي به خاطر محافظت در مقابل کليه امراض, تامين سلامت جسمي‌‌ و رواني از طريق فراهم ساختن لوازم، شرايط و ساحات مناسب براي تربيت بدني و ورزش و سر سبزي محيط زيست به منظور تفريحات سالم, حصول دانش، انکشاف گرايش‌هاي مناسب و کاربرد مهارت‌ها به خاطر جلوگيري از خطرات (ماين‌هاي زميني، استعمال سلاح، استعمال مواد مخدر، آلودگي هوا و غيره) و اقدامات معقول و شايسته جهت از بين بردن آن.»[6]
اهداف دوره هاي آموزشي و پرورشي

تعيين هدف از اساسي‌ترين مسايل تعليم و تربيت است كه در طول تاريخ افغانستان براي اولين بار به صورت دقيق کارشناسي شده به مسايل تعليم و تربيت، برنامه‌ها، اهداف پرداخته شده است. اين مساله از چند جهت قابل توجه است:

«.برنامه راه وصول به اهداف کلي، جزئي و، رفتاري است زيرا بدون برنامه و نقشه عمل رسيدن به هدف دشوار خواهد بود, 2. اهداف ملاک تلاش انسان و نقطه‌اي رويكرد فعاليت‌هاي پرورشي به حساب مي‌‌‌آيد. اگر اهداف نباشد هيچ انگيزه‌اي براي انجام کار وجود ندارد, مساله کارآمدي دستگاه آموزش و پرورش، اهداف و برنامه با تعيين اهداف و برنامه با ارزيابي كارايي آن مشخص مي‌‌‌شود.

در سيستم وزارت معارف افغانستان آموزش و پرورش براي کودکان، نوجوانان و جوانان از سن 3 ماهه تا 20 ساله تعيين شده است:

پرورش و تغذيه کودکان از سه ماهه تا سه ساله به صورت رايگان، پرورش کودکان مطابق معيارهاي ملي و بين المللي، آشنايي با زندگي اجتماعي، پرورش ذهني و جسمي‌‌، آمادگي براي ورود به کودکستان.»[7]
الف) کودکستان از 4 تا 6 ساله

رشد روحيه کنجکاوي و ابتکار، آشنايي با زندگي اجتماعي و گروهي، تقويت حس اعتماد به نفس و احترام متقابل، آگاهي با خطرات و اتخاذ تصميمات لازم در برخورد با آن، آشنايي با جايگاه خود، جامعه، طبيعت، مبادي ديني و اخلاقي، نظم، مهارت‌هاي گفتاري، شنيداري، نوشتاري، عدد شماري و خواندن مطابق با استعداد کودک.
ب) دوره اول ابتدايي از صنف يک تا سه

تقويت روحيه عقيدتي و اخلاقي و کسب معلومات ابتدايي ديني و مهارت‌هاي تعليمي‌‌ و تربيتي، ايجاد روحيه همکاري و مشارکت در فعاليت‌هاي دسته جمعي، آشنايي با بهداشت و رعايت آن در زندگي فردي، اجتماعي و زيست محيطي، موازين اخلاقي، نظم، تقويت زبان مادري، محيط زيست، تقويت حس اعتماد به نفس، کنجاوي واستقلال طلبي، ورزش و آماده سازي براي ورود به دور بالاتر.
ج) دوره ابتدايي دوم از صنف 4 تا 6

تقويت روحيه عقيدتي، اسلامي‌‌، اخلاقي، کسب معلومات ابتدايي ديني، قرائت قرآن به صورت درست، آموزش زبان، رياضي، مسايل اجتماعي، هنر، تقويت زبان مادري،آشنايي با محيط زيست و دقت در آن، تقويت حس اعتماد به نفس، استقلال شخصيت، و اظهار نظر خود به صورت درست، پرورش روحيه خودآموزي و تحقيق، آشنايي با فرهنگي ملي و اسلامي‌‌ و احترام به آن، خود سنجي، تقويت روحيه مسئوليت پذيري، وطن دوستي، احترام به والدين، استادان، بزرگان و همسايگان، ارج نهادن به فضايل اخلاقي، تقويت روحيه همکاري و…
د) دوره متوسطه از صنف 7 تا 9

توسعه معلومات و تعمق در مسايل ديني، اخلاقي، و مبادي اعتقادي، و آشنايي با دانش اسلامي‌‌، خود شناسي براي خدا شناسي، رشد استعدادهاي روحي و جسمي‌‌ و مهارت‌هاي تکنيکي، بهداشت و محيط زيست، صلح و همزيستي ملي و ضديت با تبعيض ،تروريزم و جنگ، رقابت سالم و گسترش بنيه علمي‌‌.
هـ) دوره ثانوي

توسعه توان علمي‌‌، تعمق معلومات ديني، مبادي اعتقادي، دانش اسلامي‌‌، تزکيه نفس و رشد فضايل اخلاقي براساس آموزه هاي اسلامي‌‌، اسرار هستي و طبيعت، آشنايي با ميراث تاريخي و فرهنگي و حفظ آن، پرورش روحيه صلح دوستي، مسئوليت پذيري و اهتمام به مسايل اجتماعي و مشارکت در فعاليت‌هاي ديني فرهنگي و اجتماعي، گذشت و فداکاري، بهداشت و محيط زيست.
و) تعليمات محصلان بعد از دوره ثانوي

آماده سازي جهت ورود در محيط کار، تشکيل خانواده، ادامه تحصيلات عالي، تقويت روحيه اعقيدتي، اخلاقي، پرورش جسمي‌‌، عاطفي و اجتماعي، تقويت بيشتر مهارت‌هاي علمي‌‌، حرفه‌اي، تکنيکي، آشنايي عملي با تکنولوژي و وسايل اطلاعات جمعي معاصر جهت توسعه خدمات، تقويت مهارت‌هاي پژوهشي و ابتکاري در زمينه آموزشي.[8]
موسسات خصوصي

به دنبال تصويب قانون اساسي جديد موسسات آموزشي خصوصي متعددي در کشور ايجاد شد که تحول مهم در تاريخ معارف محسوب مي‌‌‌گردد. مدارس خصوصي مدارسي است از طريق مشاركت مردم، مطابق اهداف، ضوابط، برنامه‌ها و دستورالعمل‌هاي عمومي‌‌ آموزش و پرورش تحت نظارت آن وزارت‌خانه اداره مي‌‌‌شود.[9]

وجود چنين مراکزي زمينه کيفي‌سازي مدارس و نيز بستر رشد و توسعه کمي‌‌ هر چه بيشتر معارف را فراهم کرده و دولت را در توسعه آموزش و پرورش در ابعاد کيفي و کمي‌‌ ياري خواهد رساند. به طور کلي موسسات خصوصي که در کشور ما فعاليت مي‌‌‌کنند دو گونه‌اند:
الف) موسسات آموزشي خصوصي داخلي

با مساعد شدن بستر لازم براي تشکيل و تاسيس مدارس و تاسيسات آموزش تحصيلات عالي خصوصي تعدادي از اين گونه مدارس و موسسات توسط افراد يا گروه با تابعيت افغانستان در پايتخت و مراکز ديگر ولايات آغاز به کارکردند که به طور كلي از فعاليت 183 موسسه خصوصي تا سال 1387 در راستاي توسعه و ار تقاي آموزشي کشور گزارش شده است.[10]
ب) موسسات آموزشي خارجي

اين گونه مدارس توسط افرادي با تابعيت خارجي در افغانستان تاسيس شده و فعاليت مي­کنند که مدرسه آمريکايي در شهر کابل و مدرسه دوستي افغان- ترک، بخشي از اين مدارس است.

فعاليت اين مدرسه در کشور ما تازگي ندارد بلکه براي اولين بار زمان طالبان سال 1374 در شهر شبرغان ولايت جوزجان آغاز به کار کرد و سپس در مزار شريف نيز دبيرستان مرتضي افغان- ترک ايجاد شد. دبيرستان آريانا افغان-ترک در سال 1377 فعاليت خود در شهر کابل، دبيرستان هوتک افغان-ترک و دبيرستان افغان-ترک قندهار از جمله موسسات خارجي بود که تا از بين رفتن دولت طالبان فعاليت مي‌‌‌كردند.

اين موسسه در 1384 مدرسه دخترانه را در شهر کابل تاسيس کرد.[11]

معلمان اين موسسه را ترکيبي از استادان افغانستاني و ترکي تشکيل مي‌دادند حوزه فعاليت آن فقط در محدوده متوسط و دبيرستان است. پذيرش دانش آموزش در آن را مي‌‌‌توان تا حدودي دشوار و پيچيده ارزيابي کرد. زيرا دانش‌آموزاني در اين مدارس راه مي‌يابند که توانسته باشند آزمون سه مرحله‌اي را که از سوي موسسه وضع شده است با موفقيت پشت سر گذاشته و در نهايت از ميان قبول شدگان در آزمون تعدادي محدودي – صد نفر- در اين مدرسه راه مي‌‌ يابند.

از آنجا که برنامه پذيرش در دبيرستان­ها بسيار سخت است طبيعتاً افرادي مي‌‌‌توانند در آنجا راه يابند که از استعداد و قابليت نستبا بالا برخور دار باشند. به همين جهت شاگردان اين مدارس طي سال‌هاي فعاليت خود توانسته اند قابليت­هاي خود را در عرصه بين‌المللي و مسابقات علمي‌‌ چون رياضي، فيزيک، شيمي‌‌، بيولوژي و محيط زيست بروزداده و به مدال‌هاي متعدد طلا، نقره و برنز دست يابند.
تدوين برنامه ملي

طي دو دهه جنگ و ناامني مدارس يا به کلي ويران شده و به تعطيلي گراييده بودند و يا اينکه آموزشها محلي شده و از برنامه هاي واحدي پيروي نمي‌‌کردند. در اين مرحله هدف اساسي دولت جديد يگانه کردن مضامين درسي و ملي کردن آن بود. دولت ناچار بايد براي تمام مدارس کشور برنامه واحدي را طرح، تدوين و اعمال نمايد تا بتواند وحدت ملت و کشور را تضمين کند.[12]

از برنامه‌هاي بسيار مهم و قابل توجه، اصلاح و تدوين کتب و مواد درسي بود. در سال 1385 برنامه واحد آموزشي درمقاطع ابتدايي، متوسطه، تربيت معلم و … عملي گرديد.[13]

علي رغم تهديدات و اقدامات ضد فرهنگي طالبان درجنوب کشور در سال 1386 باز سازي و نوسازي مراکز آموزشي ادامه يافت.[14]

طبق گزارش وزارت معارف در سال 1386 بيش از شش ميليون دانش آموز مشغول تحصيل بودند. اما با اين هم بيش از نصف کودکان واجدالشرايط تحصيلات عمومي‌‌ به دليل‌هاي مختلف نتوانستند به مدرسه بروند و علم آموزي محروم بودند که طبق معمول تعداد محرومين دختر بسيار بيشتر از پسران بود. اين، پيشرفت نا متوازن آموزش را در سطح کشور نشان مي‌‌‌داد.
تغيير ساختار آموزشي

سيستم آموزشي از زمان تکوين و شکل‌گيري تا کنون با تحولات و تغييرات متعددي همراه بوده است پس از سقوط دولت دموکراتيک خلق، ساختار آموزشي خاصي را براي تعليم و تربيت تعريف نشده بود و آموزش و پرورش کشور در حالت بلاتکليفي و بدون برنامه مدون و خارج از حوزه کنترل دولت مرکزي در زمان رياست رباني و تحت کنترل شديد در عصر حاكميت طالبان جريان داشت اما بعد از سرنگوني امارت اسلامي‌‌ طالبان برنامه‌آموزشي فاقد اعتبار علمي‌‌ و فني اعلام و برنامه و ساختار آموزشي دوره محمد ظاهر مبنا قرار گرفت. در حکومت جمهوري اسلامي‌‌ افغانستان ساختار آموزشي به صورت6+3+5 اعلام شد و تحصيلات عمومي‌‌ از ابتدايي تا صنف 14 تعيين گرديد.[15]

«در افغانستان براي اطفال، نوجوانان، و جوانان زمينه تعليم و تربيه از سن سه ماهه تا 20ساله در موسسات رسمي‌‌ تعليمي‌‌ و تربيتي تعيين گرديده است و قرار ذيل مي‌‌ باشد:
1. تعليمات قبل از مکتب
الف) شيرخوارگاه

کودکان، جهت رشد جسمي‌‌، عاطفي، اجتماعي و آماده شدن براي ورود بهکودکستان‌ها، از سن سه‌ماهه تا سه‌ساله در شيرخوارگاه‌ها به صورت رايگان تحت پوشش قرار مي‌‌‌گيرند.
ب) کودکستان

کودکستان­ها کودکان چهار تا شش ساله را جهت رشد جسمي‌‌، عاطفي، اخلاقي و اطلاعات به خاطر مواجه شدن با چلنج­هاي (چالش) ‌جديد در تعليمات ابتدايي کمک و حمايه مي‌‌‌گردد.
2. دوره ابتدايي صنف 1 تا 6 سن 7 تا 12 ساله

تعليمات ابتدايي 6 ساله اجباري و رايگان است شامل دو دوره ذيل مي‌‌‌باشد:

الف) دوره اول تعليمات ابتدايي صنف اول تا سوم از 7-9 ساله شاگردان در سن 7 سالگي در دوره اول تعليمات ابتدايي شامل مي‌‌‌شوند. در اين دوره شاگردان با اجزاي اصلي تعليمات اساسي (شنيدن، سخن گفتن، خواندن، عدد نويسي و به اساسات تعليمات ديني و اخلاقي آشنايي پيدا مي‌‌‌کنند) همچنان توجه خاص به خاطر معرفت شاگردان با رندگي مکتب و مواجه شدن به اشکال مختلف فعاليت‌ها به شيوه منظم مبذول مي‌‌‌گردد.

ساعات درسي روزانه 4 ساعت و هفته 24 ساعت مي‌‌‌باشد.

ب)دوره دوم ابتدايي در دوره دوم تعليمات ابتدايي شاگردان با چلنج‌هاي جديد در رابطه با رشد دنش مناسب، مهارت‌ها و سلوک پسنديده مواجه مي‌‌‌گردد.

ساعات درسي روزانه 5 ساعت در هفته سي ساعت مي‌‌‌باشد.

با سپري کردن دوره ابتدايي دانش آموزان مي‌‌‌توانند وارد دوره متوسطه گردند.
3. دوره متوسطه صنف 7تا 9 سن 13 تا 15 ساله

در اين دوره افق ديد شاگردان وسيع‌تر مي‌‌گردد و آن‌ها با چلنج‌هاي بيشتر در رابطه با موفقيت‌هاي علمي‌‌، رشد وانکشاف معنوي، اخلاقي، عاطفي، و اجتماعي مواجه مي‌‌‌گردند.

توجه خاص به مشوره و رهنمايي شاگردان در رابطه به جريانات آينده تعليم و تربيه و تعيين مسلک و شغل آينده شان مبذول مي‌‌‌گردد.

ساعات درسي روزانه 6 ساعت در هفته 36 ساعت مي‌‌‌باشد.
4. دوره ثانوي از صنف 10تا 12 سن 16 تا 18

شاگردان در اين دوره به رشته‌هاي عمده علوم طبيعي، علوم اجتماعي، تعليمات مسلکي، تربيه معلم و تعليمات اسلامي‌‌ تحت تدريس قرار مي‌‌گيرند. شاگردان بعد از فراغت دوره ثانوي مطابق استعداد و علاقه‌مندي شان مستحق شمول در موسسات تحصيلات عالي (دارالمعلمين‌هاي عالي، انستيتوت‌هاي مسلکي و پوهنتون‌ها) مي‌‌‌باشند و همچنان معلمان دوره ابتدايي و تخنيکران لايق و ماهر در ساحه توليدي تربيه مي‌‌‌گردند.
5. تعليمات ما بعد دوره صنوف 13 تا 14 سن 19 تا 20 ساله

فارغان ما بعد دوره ثانوي ديپلم‌هاي فوق بکلوريا را در رشته‌هاي اختصاصي (تعليمات اسلامي‌‌، تربيه معلم، تعليمات مسلکي و تخنيکي) به دست مي‌آورند. فارغان اين دوره مي‌‌‌توانند مستقيماً به دنياي کار و يا به ادامه تحصيلات عالي در رشته‌هاي مربوطه در انستيتوت‌ها و پوهنتون‌ها بپردازند.»
ايجاد دار المعلمين

طبق مصوبه رسمي‌‌ وزارت معارف بايد تا پايان سال 1385 در تمام ولايات کشور دارالمعلمين‌هايي را به منظور توسعه آموزش و پرورش تاسيس­کرد تا از اين طريق به جذب افراد براي آموزش روش‌هاي علمي‌‌ تدريس و تربيت معلمي‌‌ پرداخته شود.[16]

از مصوبه وزارت معارف در اين سال توسعه برنامه آموزش ضمن خدمت به تمام ولايات و شهرستان‌ها بود. اين برنامه به منظور گسترش علم و فرهنگ انجام مي‌‌‌شد.[17]
تربيت معلم

کمبود معلم در نهاد آموزشي کشور يکي از معضلات جدي و همي‌‌شگي در تاريخ معارف بوده و اين مشکل بعد از ربع قرن گسست به مراتب افزايش يافته و مي‌‌‌طلبد که وزارت معارف توجه جدي به اين مهم داشته باشد. با توجه به فعاليت‌هاي که جهت بازسازي و نوسازي نهاد آموزشي و نيز مدارس تحت اشراف آن طي سال‌هاي81- 83 صورت گرفته معارف رونق زيادي يافت ولي هنوز کيفيت خود را به دست نياورده است.[18]

طبق آمار وزارت معارف در سال 1383 حدود 5.6 ميليون دانش آموز در سراسر کشور مشغول به تحصيل بودند که توسط 126 هزار معلم تدريس مي‌‌‌شدند. سال 1384 بيش از 6.5 ميليون دانش آموز وارد مدارس شدند که بايد توسط 140 هزار معلم تدريس مي‌‌­شدند. با اين وجود وزارت معارف به 24 هزار معلم جديد نياز داشت. اين در صورتي بود که در مدارس دولتي استانداردهاي جهاني رعايت نشود اما با رعايت معيارهاي جهاني وزارت معارف در سال 1384 با کمبود بيش از صد هزار معلم روبرو بود که وزارت معارف موظف بود اين تعداد معلم را آموزش داده و به جامعه آموزشي کشور تزريق کند. در اين زمان از جمله 126 هزار معلم شاغل به تدريس 105 هزار معلم فارغ­التحصيل صنف دوازده و يازده هزار معلم استخدامي‌‌ از کساني بودند که حتي مدرک صنف دوازدهم را هم نداشتند. اين افراد کساني بودند که بر حسب نياز فوري وزارت معارف بدون گذراندن دوره تربيت معلم به کار گرفته شدند.[19] اين در حالي بود که نهاد آموزش و پرورش بايد معلم هاي دوره ديده پيشين را نيز مطابق نيازهاي جديد آموزشي و آشنايي با ابزار و روش­هاي تدريس امروزي آماده و نوآموزي مي‌‌‌کرد.[20]

اين معضل در سال 1386 با اينکه بيشترين معلم درتاريخ معارف کشور به تدريس پرداختند شدت يافت و شمار معلماني آموزش ديده 20% کل مدرسان مشغول به تعليم را تشکيل مي‌‌‌دادند. چيزي که وزارت آموزش وپرورش را بيشتر از همه آزار مي‌داد کمبود معلم زن بود.[21]

دولت با هدف مبارزه با مشکل کمبود معلم به ايجاد 34 مرکز تربيت معلم در مرکز ولايات کرده و حدود 14294 نفر از دانش آموختگان را در رشته­هاي مختلف تحت آموزش قرار داد. در اين سال 44 مرکز تربيت معلم ديگر با 10366 دانش آموز تاسيس شد که پايتخت 17 کانون تربيت معلم را به خود اختصاص داد. تمرکز بيشترين مرکز در يک يا چند ولايت نشان از عدم توازن و ايجاد فرصت برابر براي همه افراد مشتاق تحصيل است که دولت براي ايجاد تعادل و توازن آموزشي بايد بدان توجه داشته باشد. وجود 1532 ليسه (1386) در سراسر کشور توسعه ظاهري قابل توجهي را به منصه ظهور مي‌‌‌گذاشت اما معلمان متخصص به بيست در صد نمي‌‌‌رسيدند.[22]
ايجاد مدارس ديني

وزارت آموزش و پرور ش در سال 1386 با رويکرد جديد ي در صدد شد مدارس ديني را در سراسر کشور به منظور تربيت و آشناسازي افراد با معارف اسلامي‌‌ و آموزه‌هاي ديني ايجاد نمايد.

اين مدارس با پيروي از برنامه آموزشي رسمي‌‌ کشور از امکانات و تسهيلات وزارت معارف برخوردار مي‌شد و بايد برنامه طبق قانون آموزشي که از سوي وزارت آموزش و پرورش تعريف شده عيار مي‌گرديد. به اين معني که بر اساس پيش نهاد وزارت معارف بايد 40% مضامين درسي را علوم ديني و 60% مواد درسي را مضاميني چون علوم اجتماعي، زبان‌هاي خارجي، رياضي و کامپيوتر و… تشکيل مي‌‌‌داد.[23]
آموزش دختران

ايجاد فرصت برابر در آموزش براي زنان و مردان در توسعه متوازن و همگاني و رشد سريع کشور بسيار موثر است. در قانون اساسي جديد و نيز قانون آموزش و پرورش دولت موظف است بدون دخالت دادن مسايل نژادي، اعتقادي، و جنسي زمينه آموزش هر فردي را فراهم نمايد.[24] با وجود اين زنان و دختران با آگاهي از حقوق خويش از شرايط ايجاد شده سود جسته در مقاطع مختلف آموزشي حضور يافتند. ولي اين حضور در همه مناطق يکسان نبوده بلکه در مناطق مختلف و متناسب با سطح آگاهي مردم از اهميت علم و دانش و نيز امنيت عمومي‌‌ متفاوت بوده است. به طوري که در شهر کابل و بعضي از شهرهاي ديگر تعداد دانش‌آموزان دختر و پسر برابر بوده و در مناطقي که تفاوت­هاي بين دختران و پسران مي‌‌‌گذارند که ناشي از فرهنگ غالب و نيز متاثر از امنيت بوده که نيازمند گذشت زمان، هزينه مادي و معنوي و صرف انرژي زيادي است. مناطقي نيز وجود دارد که براي تحصيل دختران هيچ اهميت و ارزشي قايل نيستند و همين امر باعث گرديده است که دسترسي آنان به آموزش دشوار شود.طبق گزارش وزارت معارف ولايات جنوبي و جنوب شرقي به دليل مسايل فرهنگي و امنيتي کمترين آمار دختران مدرسه‌رو را به خود اختصاص داده است. براي نمونه در زابل، 1%؛ ارزگان، 1%؛ هلمند،‌6%؛ پکتيا، 9% دختران مشغول تحصيل‌اند.[25] به ويژه در سال 1385 ميزان تهديدها و حمله‌ها به مدارس دخترانه افزايش يافت. [26] اين مساله باعث شد دولت انرژي بيشتري را جهت ايجاد امنيت، ايجاد مراکز آموزشي، و نيز فراهم کردن امکانات آن صرف نمايد و دختران را به آموزش و علم آموزي تشويق کند.


[1] - کورنا، ص 102.

[2] - قانون ساسي جمهوري اسلامي افغانستان، ماده چهل و سوم.

2 – همان، ماده چهل و ششم.

[4] - همان.

[5] - شريعت مداري، علي، اصول تعليم و تربيت، دانشگاه تهران، تهران، 1371، ص 95.

[6] - نصاب تعليمي، ص 13.

[7] - همان.

[8] - وزارت معارف، نصاب تعليمي معارف افغانستان، ناشر وزارت معارف، کابل: 1382، ص9-21.

[9] - مجموعه قوانين آموزش و پرورش مصوب 1373.

[11] - همان.

[12] - وزارت اطلاعات و فرهنگ، سالنامه افغانستان، کابل، 1383، 564.

[13] - وزارت معارف، 1382، ص3.

[14] - وزارت معارف، 1386، ص 23.

[16] - وزارت معارف، نصاب تعليمي معارف افغانستان، ناشر وزارت معارف، کابل: 1382، ص 3. تعليقه.

[18] - وزارت اطلاعات، 1384، ص994

[19] - وزارت معارف ، ص 3

[20] - جارياني، ص 7.

[21] - وزارت معارف، ص 3.

[23] - وزارت معارف، مجله وضعيت انکشاف بشري اهداف انکشاف هزاره براي افغانها، 1386، ص 23.

[24] - قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان، ماده 46.

[25] - وزارت معارف، مجله وضعيت انکشاف بشري اهداف انکشاف هزاره براي افغانها، ص 23.



نظر ها
افزودن جدید جستجو
من دانش اموز صنف١١ هستم. اگر م     |5.116.23.xxx |2012-11-01 21:04:03
فكري به حال دانش اموزان خارج از كشور بكنيد
من دانش اموز صنف١١ هستم. اگر م     |5.116.23.xxx |2012-11-01 21:12:26
فكري به حال انان كه در كنكور قبول نميشوند بكنيد لط فا ،..با تشكر علم يار شمس الد
يني دانش اموز صنف ١٢
فریداحمد  - آموزش     |141.0.9.xxx |2012-11-18 20:33:23
ناشناس  - re:   |193.71.105.xxx |2013-01-11 05:50:29
فكري به حال دانش اموزان خارج از كشور بكنيد
کسانی ک ه در خارج کشور هستند چه برنام
ه ای دارید
عبيدالله   |103.28.133.xxx |2013-07-01 07:02:04
ما خود بايد به خود فكر كرد
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین بروز رسانی در جمعه, 25 آذر 1390 ساعت 15:17
 

جستجوي موضوعي

gototopgototop